|
اگر چه باور ندارم که یاور ندارم، چه آرزوها داشتم من و دیگر ندارم! *** چیه ؟ هان؟دعوا داری؟ به من چه که من ......... ؟مگه تقصیر خودمه؟ خوب من می دوستمت نمی خوای؟ Ok.np گیده ی گیده اصن نه من نه تو نمی خوامت *** چه لذتی داره آدم گند بالا بیاره؟ نخخر(شما بخون نخیر) لذت نداره هیچ، ذلت هم داره تازشم. درست جمعه ی هفته ی پیش راس ساعت 23:37 دقیقه ی نصف شب بود. صدای ضربان قلبم رو در اون ساعت و اون روز همین الانم می تونم حسش کنم.سردی بدنم رو،عرق سرد کف دستم رو که هر وقت اعصابم خورده شدیدتر می شه. خدایا نصیب گرگ بیابونم نکن. آدم عاشق دست به هر کاری میزنه،ما که آبرومون الکی الکی با حرف مردم پرید شد دود و رفت هوا، بذار خودمم گندکاری کنم که مردم حال کنن و حرفشون اشتب نباشه و اونا لدت ببرن. کار بدی نکردم،فقط با زبون خودم با ترسی که تو دلم بود بهش گفتم دوسش دارم،گفتم دیگه اینورا پیداش نشه.دارم می میرم از عذاب وجدان.کاش اینو بهش نگفته بودم. فقط می تونم بگه : خدا اون زبون سرخی که سر سبز به باد می ده رو فلفل تند بریزه روش.الهی آمین لال شی نی نی با این زبون تندت.ذلیل مرده ی دربدر.خوبه الان خدا گوشتو بکشه،توئم از درد بخوای داد بزنی،تا دهن واموندت رو وا می کنی خدا فلفل بریزه توش.هان؟خوفه؟ شب از راه رسید،ماه می تابد،ستارگان نقره می پاشند،نسیم توبه ی اشک شقایق ز لب های عبوس پروانه بوسه می گیرد،شهد گل منت زنبور عسل را می کشد،باد بهاری چمن های سبز دشت را در ظلمت و تاریکی نوازش مکند و من... من اما سرد و خاموشم.بی کس و تنها.با دلی شکسته اما پُر.نه کس بر من نگاه کهنه می دارد،نه کس بر این دل بنده فقط چنگی نمی ساید. خدایا خالقا ! بس کن تو ظلمت (خاموشی) را. تو آن هستی که می گفتی کسی تنها نمی ماند . تو آن هستی که می گفتی که نامردان بهشتت را نمی بینند.من اما دیده ام نامرد نامردی ز نامردان دنیا.که بشکست دل و زودی رفت.که خود را عطر یاسی خواند که بر دل می نشیند.ولی اکنون بِرفت و جای پایش ماند بر این ساحل دل بنده.چه باید کر؟ نمی دانم.فقط تنهای تنهایم. *** پیوست 1:متن بالا پیوست 2: خدا جونم فقط و فقط تو می تونی کمکم کنی
+
نوشته شده در یکشنبه 19 اسفند1386ساعت 17:41 توسط سمیرا
|
|
درباره وبلاگ
شنام سمیرا هستم.متولد یه روز بهاریه خوشمل(18 فروردین).رشته ام حسابداریه.نی نی مهلبون و فوق العاده احساساتی و مغروری هستم. همین گیده بوس بوس ___________ تا قلب عریان کسی را ندیدی،بدن عریانت را نشانش نده. و هیچ گاه چشمانت را برای کسی که ارزش نگاهت را نمی فهمد،گریان نکن. منوی اصلی
پیوندها
رویا(آجی کوشولوی خودم) رونیکا نازلی(مرغ دریایی) ملنگ،لوس،نپی،یکی یدونه،زشت!!!!! نگار تپلی جون(عشق من) سورنا(زمین شناس کوچولو) محدثه(آن سوی خیال) ماجراهای من و ممد خانه فلفل بانو و جوجو خان کلاغ کوچولو بهار(یک دل شکسته محکوم به غم) نیلوفر(آسمان عشق) پریسا(نانسی عجرم) یاسمن(چند قدم نزدیکتر به خدا) خونه نارنجدونه ساحل(برزخ اما بهشت) نیما و تانی(همراز) ریحانه(مادر سپید) سارا و سمیرا(گوکان اوزن) فاطمه زهرا کوشولو(عزیز دل مامان بابا) آسیه(نی نی گل ما نیوشا) نگار(سپید) سمیرا(عکس های درخواستی) سمیرا ویولت(من و ام اس) صدف(روزهای صدفی) رویا(آیشواریا رای) سعید(عکس های درخواستی) یلدا شبنم .:مهسا کوچولو:. مهسا عسل درد دلهای محیا سونیا جونم .:: قالب ساز ::. وبلاگ پیام سلامی آرشیو
طراح قالب
powered by BLOGFA.COM |
