|
سارا از اونجایی که اصلا رو من شناخت نداره!تو اون یکی وبلاگش(می گه آدرسشو نذارم)منو دعوت به بازی کرده!!! معرفی خودم سمیرا.متولد 18/1.رشته ی تحصیلی حسابداری.قد:174.وزن56.موهام بلند و خرماییه.چشم و ابرو سیاهه(مامانه خوبی دارم،می شینه توی خونه،می بافه دونه دونه... علاقه مندی ها کامپیوتر.اینترنت.نقاشی.بازیای کامپیوتری.کلا آدم هنر دوستی ام(به جون تو).رنگ سبز و آبی.گل رز سرخ. تنفراتم پیاز پخته.خاموش بودن گوشی.جواب ندادن به اس ام اسام.کم آوردن در برابر کسی(خیلی کم اتفاق میفته).کسی باهام قهر کنه و دلم بخواد باهاش آشتی کنم ولی غرورم اجازه نده تو زندگی حسرت چه چیزایی رو خوردم اول از همه اینکه رشته م گرافیک باشه.ولی نشد به دلایلی که اصلا برام موجه نیس روزایی که با بی تفاوتی گذشتن و استفاده ای ازشون نشد نداشتن یه دوست خوب! آرزوی رسیدن به چه چیزایی رو دارم: 1.جای خالی 2.اولین شب آرامش 3.بچه مگه تو فضولیییییییییییییییییی؟؟؟؟؟ از چیا می ترسم: خدا مرگ قبض موبایل از بچه گیام بگم 1.(این ماله چندین ماهگیمه.خاله کوشولو تعریف کرده) خالم دانشگاه شهرستان قبول شده بود و مامان جونم و حاجی بابام به خاطرش رفتن شهرستان زندگی کنن.مائم بیکار بودیم،هی اونجا تلپ بودیم.یه جزوه ای بوده که هیچ کس گیر نمی آورده و داییم از تهران گیر آورده بود و داده بود ما واسه خاله کوشولو ببریم.خالم هم که ذوق مرگ شده بود پای تلفن داشت واسه دوستش پز میداد که دلت بسوزه و اینا.منم از بس نمکی و خوشدل بودم 2.یه بارم فک کنم 4-5 سالم بود.خاله کوشولو خونه ی ما بود و با دوس پسرش قرار داشت بهترین خاطره: امسال تابستون که رفتیم شمال عروسی سعید و رضا بدترین خاطره فوت حاجی بابا(انقد گریه کرده بودم که هیشکی باورش نمی شد) بعد از اینکه از شمال اومدیم یه اتفاقی افتاد که تا صب گریه کردم روزی که فهمیدم یکی از دوستام مریضه،اونم یه مریضیه لا علاج یه آرزو: جای خالی پیوست۱:
یا امام حسین،یا حضرت ابوالفضل،اینجا یه جورایی ملاء عامه،اگه تا سال دیگه حاجت روا شم نذری که کردم رو ادا می کنم.خودتون کمکم کنین. یا حسین پیوست۲:پریچهر تموم شد. اعصابمو خورد کرد
+
نوشته شده در شنبه 29 دی1386ساعت 1:50 توسط سمیرا
|
|
درباره وبلاگ
شنام سمیرا هستم.متولد یه روز بهاریه خوشمل(18 فروردین).رشته ام حسابداریه.نی نی مهلبون و فوق العاده احساساتی و مغروری هستم. همین گیده بوس بوس ___________ تا قلب عریان کسی را ندیدی،بدن عریانت را نشانش نده. و هیچ گاه چشمانت را برای کسی که ارزش نگاهت را نمی فهمد،گریان نکن. منوی اصلی
پیوندها
رویا(آجی کوشولوی خودم) رونیکا نازلی(مرغ دریایی) ملنگ،لوس،نپی،یکی یدونه،زشت!!!!! نگار تپلی جون(عشق من) سورنا(زمین شناس کوچولو) محدثه(آن سوی خیال) ماجراهای من و ممد خانه فلفل بانو و جوجو خان کلاغ کوچولو بهار(یک دل شکسته محکوم به غم) نیلوفر(آسمان عشق) پریسا(نانسی عجرم) یاسمن(چند قدم نزدیکتر به خدا) خونه نارنجدونه ساحل(برزخ اما بهشت) نیما و تانی(همراز) ریحانه(مادر سپید) سارا و سمیرا(گوکان اوزن) فاطمه زهرا کوشولو(عزیز دل مامان بابا) آسیه(نی نی گل ما نیوشا) نگار(سپید) سمیرا(عکس های درخواستی) سمیرا ویولت(من و ام اس) صدف(روزهای صدفی) رویا(آیشواریا رای) سعید(عکس های درخواستی) یلدا شبنم .:مهسا کوچولو:. مهسا عسل درد دلهای محیا سونیا جونم .:: قالب ساز ::. وبلاگ پیام سلامی آرشیو
آخرین نوشته ها
طراح قالب
powered by BLOGFA.COM |
