|
کلی مطلب تو ذهنم بود که بیام بریزم تو این خونه ی کوشولو ولی به دلایلی: تا اطلاع ثانوی تعطیل این اطلاع ثانوی می تونه چند روز دیگه باشه.می تونه چند هفته.ماه.سال باشه.و هم می تونه هیچ وقت نباشه. کامنت دونیه این پست بسته اس.لطفا تو پست های دیگه هم کامنت نذارین.چون کسی نیست که بخونه و بی جواب می مونه کامنتتون.
+
نوشته شده در چهارشنبه 21 آذر1386ساعت 8:27 توسط سمیرا
اگه گفتین تفلده کیه؟ تفلده نازلی جونمه
می دونی چگده برام عسیسی؟ می دونی چگده دوشت دالم؟ می دونی خیلی دوس دالم همیشه باهات باشم و این دوس داشتن دوطرفه شه.شدیـــــــــــــــــــــد؟ نمی دونی که حالا بدون بدون که من واقعا و از ته دل دوست دارم خیلی خیلی خیلی و این روز برام بسیار بسیار مهمه دوس داشتم می تونستم ببینمت دوس داشتم یه کادوی بهتر از این بهت بدم ولی نیمی شه که
خوب گیده حالا همه
حالا به افتخار این دو گل نوشکفته ببشخید این ماله عروسیه همه بیان وسط رونیکا رو محدثه هم که هست نگارو نیگا خاله مریمی جونم فاطمه زهرا و مامانش هم هستن ... به به به افتخارش خودش هم اومد (داره می رقصه) همه هستن خوب مبارکه اینم یه کادوی ناقابل از راه دور اینم کاغذ کادوش
با بهترین آرزوها: روزای قشنگی رو پیش خونواده ی عزیزت سپری کنی پیش دوستای مهربونت زیر سایه ی پدر و مادر عزیزت عمر باعزت و طولانی داشته باشی پیوست:بلاگرد قاط زده قابل توجه میهمانان گرامی: تفلد این سرکار خانوم می باشد
+
نوشته شده در شنبه 10 آذر1386ساعت 20:52 توسط سمیرا
|
خدایااااااااااااااااااااااااااااا من چکار کنم آخه؟ از دیروز ساعت ۶ آب قطعه.و الان که ساعت ۱۰:۳۰ می باشد هنوز آب نداریم می خواستم برم جایی"النظافت من الایمان"(گرفتین کجا؟ همه ی ساختمون ریختن خونه ی ما.فک کردن چون پول شارژ رو ندادن بابام آب رو قط کرده من آب می خوام حالا باید بریم یخ رودخونه رو بشکونیم تا آب بیاریم.سخته خوووووووووووووب آقا من دلم فونته کمرنگ و جیغ می خواد.با این قالب هم که نیمی شه که ایشالا تا چند وقت دیگه به یاری و همت خاله سلطون جون جون جونم دیدین گفتم بخشش خیلی بده حالا هی سوءاستفاده کنین.خجالت نکشیناااااااااااااااااااااا. پررو پررو اس.ام.اس داده.بعد از چند هفته و اندی.منم عین این خراااا خوب چی کار کنم؟ من که از این سنگ دلا نیستم که البته یه نفر رو به هیچ وجه من الوجوه(چه سخته نوشتنش) نمی بخشم(خاله محدثه ای آخی یاد باد آن روز کدوم روز؟همون روزی که با لپ گلی اینا رفتیم شمال.همین تابستون چگده خوب بود کاش می شد لحظه به لحظه ی خاطرات اون چند روز رو بنویسم لحظه های خوب...لحظه های بد خیلی دوسشون دارم *** داشتیم از شمال میومدیم من رفتم پیش سمی اینا و خاله رفت ماشین ما بهدش شب شده بود وقتی رسیدیم.نشد من برم خونه ی خودمون. منم که از خدا خواسته.... رفتم خونه ی سمی اینا تا ۱-۲ بیدار بودیم گیده مثلا وقته خواب بود و رفتیم بالا که بپاخیم(بخوابیم) ییهو یه سوکس دیدیم هی می پریدیم بالا پایین خالم از سر و صدامون اومد بالا و با دمپایی کشتش.حالا نمی مرد که...هی از اینور به اونور .مائم هی می پریدیم تا بالاخره مرد لپ گلی خیلی متعجب -چه خبره؟ -داریم سوکس می کشیم -خوب بابا .فیل می خواستین بکشین سر و صداش از این کمتر بود و در این هنگام دریافتیم که: کل ساختمون که خواب تشریف داشتن الان گیده بیدارن. صب سمی رفت باشگاه و من تهنا موندم انگده حال داااااااااااااااااد یه هفته ای که شمال بودیم رو به ۱۰۰ تا دنیا نمی دم
پیوست۱:کمک پلیز.کسی صدامو می شنوه.یکی بگه جایزه ی این دوتا(نازلی پیوست۲:یه چی می خواستم بگم.یادم رفت دی: پیوست۳:شنبه با مهیا پیوست۴:نیمی دونستم چی بنویسماااااااااااااا.فقط واس خاطر نگار جون جون جونیم یه خواهش~~>لطف کنین پلیز از اینجا پینگ کنین.بهدشم اینکه کل موارد رو انتخاب کنین.آخه کسایی مثه نازلی واسم معلوم نمی شه که پینگ کردن یا نییییییییییییییییییییی(نه) این ماله کسایی که گفتن اسمایلی ها رو از کوججا میاری~~>از اینجا (پول گرفتم باید تبلیغ کنم گیده إإإإإإ!!!بلاگفا پررو شدیاااااااااااااااااااااا.فکرمو حق نداری بخونی بوس بوس بابای
+
نوشته شده در جمعه 9 آذر1386ساعت 11:14 توسط سمیرا
|
این رنگ فونت خوبه به سلامتی آیا؟ چشمای نازه خاله محدثه مو که اذیت نمی کنه خدایی نکرده؟ اولندش که نازلی جونم بهدشم اینکه چون بقیه زحمت نکشیدن جواب رو دریابن و فقط نازلی حالا یه کف مرتب به افتخارشون بهدشم جواب مسابقه محدثه بود گیده به دوگوله های گرام فشار نیارین تازشم جایزشون رو بهدا می دم.الان نیمی شه که.بهدشم نیمی دونم چی بهشون بدم کمـــــــــــــــک پیلیز شنبه یه امتحان خیلی خیلی خیلی(توجه داشته باشین که رو کلمه ی "خیلی" تاکید دارم)مشکل داشتیم.تو موسسه(منظورم امتحان زبانه).مرجانه خل خلاصه...بماند که چی گذشت سر امتحان.منو مرجان خیلی ماهرانه تقلب می کردیم نمره ها رو خوندن: نمره ی کامل رو من گرفتم سه نفره بعد از منم ثنا و فاطمه و مرجان بودن فک کـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن بقیه هم افتضاح حالا چرا ثنا کامل نشد؟چون نمی دونم گیده خنگه نتونسته بود اس ام اسارو درست حسابی بخونه پیوست۱:دوست خوب یعنی تو.تویی که همتا نداری.فهمیدی؟با توئما.بوس بوس.هوارتا پیوست۲:رویا هم آپه پیوست۳:این به افتخار نگار خانوم این به افتخار سورنی که سیخ بکشه بخوره اینم به افتخار کلاغیه عزیزم.که وقتی کامنتش رو دیدم دلم پرپر زد خوشحالم که برگشتی بوس بوس بابای
+
نوشته شده در یکشنبه 4 آذر1386ساعت 15:27 توسط سمیرا
|
|
درباره وبلاگ
شنام سمیرا هستم.متولد یه روز بهاریه خوشمل(18 فروردین).رشته ام حسابداریه.نی نی مهلبون و فوق العاده احساساتی و مغروری هستم. همین گیده بوس بوس ___________ تا قلب عریان کسی را ندیدی،بدن عریانت را نشانش نده. و هیچ گاه چشمانت را برای کسی که ارزش نگاهت را نمی فهمد،گریان نکن. منوی اصلی
پیوندها
رویا(آجی کوشولوی خودم) رونیکا نازلی(مرغ دریایی) ملنگ،لوس،نپی،یکی یدونه،زشت!!!!! نگار تپلی جون(عشق من) سورنا(زمین شناس کوچولو) محدثه(آن سوی خیال) ماجراهای من و ممد خانه فلفل بانو و جوجو خان کلاغ کوچولو بهار(یک دل شکسته محکوم به غم) نیلوفر(آسمان عشق) پریسا(نانسی عجرم) یاسمن(چند قدم نزدیکتر به خدا) خونه نارنجدونه ساحل(برزخ اما بهشت) نیما و تانی(همراز) ریحانه(مادر سپید) سارا و سمیرا(گوکان اوزن) فاطمه زهرا کوشولو(عزیز دل مامان بابا) آسیه(نی نی گل ما نیوشا) نگار(سپید) سمیرا(عکس های درخواستی) سمیرا ویولت(من و ام اس) صدف(روزهای صدفی) رویا(آیشواریا رای) سعید(عکس های درخواستی) یلدا شبنم .:مهسا کوچولو:. مهسا عسل درد دلهای محیا سونیا جونم .:: قالب ساز ::. وبلاگ پیام سلامی آرشیو
طراح قالب
powered by BLOGFA.COM |