|
شنــــــــــــــــــــــــام عجله دارم شدیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد علوسی خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی توپ بود عروس دوماد انگده ماه می رقصیدن که دهن همه کف کلده بود سعید اولین دومادی بود که این همه غذا خورد و زهرا اولین عروسی بود که این همه رقصید انگده خوشمل شده بود(زهرا رو می گم) فقط مشکل این بود که هر شب یکیمون مصدوم می شدیم مثلا شب حنابندون من بودم که از سر گیجه شب عروسی لنز سمی جابه جا شده بود.فرداش فهمیدیم یه چشش نمی بینه.بردیمش دکتر (من پیششون نبودما)فک کنین پاتختیه داداشش بود و اون رفته بود بیمارستان.الهی بمیرم. خلاصه.................................خیلی طولانیه و من وقت ندارم هنوز یه چشش نمی بینه دعا کنین مل شی زیاد بوس بوس بابای پیوست۱:سمی کمی تا قسمتی بهتره.ولی دعا کنید پیوست۲:بچه ها واسه نپی جونم هم دعا کنید پیوست۳:نگار جونم در اولین فرصت تو بازی شرکت می کنم.فعلا یه جورایی وقت ندارم.شاید فردا.شایدم پس فردا خوابم میاد.شدید.شب بخیر
+
نوشته شده در شنبه 28 مهر1386ساعت 12:44 توسط سمیرا
|
شنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام املوز وبلاگم ۱ ساله شد.الهی قلبونش بلم.
یهنی من ۱ سال تر و خشکش کلدم!!!!!!!!!!!! تو این مدت برام بهترین دوستا رو پیدا کلد دوستایی که لنگه ندالن قلبون همشون تک تک بلم من حالا جشن: دست دست
تفلد تفلد تفلدت مبالک مبالک مبالک تفلدت مبالک
بفرمایین قهوه و چایی:
گروه ارکستمون دو نفرست
حالا خشملا باید بلقصن
دست دست.دست دست
همین گیده پیوست۱:کامنت دونی پست قبل رو بسته بودماااااااااا.نزنین منو که کوشش پیوست۲:یه روزه فهمیدم که چه دوستای گلی دارم پیوست۳:من هفته ی گیده نمی تونم بیام.آخه علوسی دالیم و اینا. پیوست آخر:من هرجور دوستای گلم بخوان هستم بوس بوس بابای
+
نوشته شده در شنبه 21 مهر1386ساعت 2:5 توسط سمیرا
|
آخه به چیت می نازی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! *این پست مخاطب خاصی نداره.ولی از اونجایی که دو شب پیش یکی اشکمو بد درآورد گفتم بنویسم خالی شم.میدونم که اینجا رو خونده.ولی شاید نفهمه که با اون بودم.فهمیدی خبرم کن.همه یا بیشترتون می شناسیدش.اسمش محفوظه پیوست۱:مل شی زیاد از کسایی که دعوتم رو قبول کردن.یه سری هم خسته نباشن. بقیه هم تو نوبتن پیوست۲:اگه اخلاقم با کسی عوض شده ببشخید.چون گیده خشته شدم از اون سمیرای قبلیه ساده پیوست۳:یه چیزی می خواستم بنویسم واسه پیوست۳.یادم رفت بوس بوس بابای
+
نوشته شده در جمعه 20 مهر1386ساعت 1:47 توسط سمیرا
های اینجانب از غم و غصه ی خود کاسته(کمی تا قسمتی)و به شادی های خود می افزاییم چندی پیش چشممان بروی ماه دی: جان عزیز گشوده شد و رازی عظیم را کشف نمودیم:شباهت با ابن وضع در خود اندیشیدیم و بازی ای تدارک دیدیم.جریان از این قرار می باشد که: شما در چه صورت به یاد دوستان (واقعی یا مجازی) خود میافتید؟ من اینگونه میافتم: رنگ سبز و دخمل خاله جون جونی خوشملم:رونیکا خودمو که می بینم(تو آینه) :نازلیمورچه یا شیطونیای کسی رو می بینم:سورنا وختی آهنگ"مسافر" مجید خراط ها رو می شنوم:تپلی و ونوس نانسی:پریسا آهنگ"برات می میرم "7th bandرو می شنوم: پنج تا دوس جونه عسیسم(اول از همه یکی یدونه.بعد لوس.نپی.ملنگ و زشت) یا همین این=> هر کدوم از اینا دلیلی داله و اگه به یاد بقیتون نمی افتم شاید اتفاقی پیش نیومده.ولی واقعا"نی نی به یا د همتون هست.ولی خوب اینا دلیل دارن که خودتون هم شاید متوجه شده باشین. *رونیکا که تابلوئه چرا.خوب چون رنگ سبز دوس داره و من احساس می کنم شبیه دخمل خالم هستش.*نازلی رو خودم هم نمی دونم چرا.ولی فک می کنم چون احساساتش شبیه به من هست و کمی تا قسمتی فک میکنم شبیه منه یادش میفتم *سورنا چون یه شیطنت دوست داشتنی داره و با پست بچه تخسش که در مورد مورچه نوشته بود با دیدن مورچه یادی ازش می کنم(راشتی سورن.جات خالی.چند لوز پیش سرم رو زمین بود که یه چرت ظهرونه بزنم.یهو یه مورچه دیدم.انگده اذیتش کلدم.وختی دیدم داله منگ میزنه ولش کلدم.به یاده توها.وَ اِلّا من با مورچه جماعت کالی ندالم).* ۵تا گوگولیه منو ونوس هم چون این آهنگ ها تو وبلاگشون هست.*تپلی هم چون داشتم وبلاگش رو می خوندم این آهنگ رو گوش میدادم.*پریسا هم چون عاشقه نانسیه.*م هم که گفتم اون بالا. حال اسامی مدعوین: رونیکا.نازلی.سورن.پیسته.خاله سلطون و عمو ممد.یکی یدونه.نیایش.صدف.امین.نگار جونم پیوست:من بازم سرما خوردم ***************************** این قسمت بعدا اضافه شد.بهله ام: دوستای واقعی: یاسمن:مهسا(چون شبیهن شدیـــــــــــــــــــــــــــــــــــد) آهنگ "انتظار" Fire Boys :الناز آهنگ "انگار نه انگار" بهنام صفوی:سمی همین گیده بوس بوس بابای
+
نوشته شده در جمعه 13 مهر1386ساعت 2:5 توسط سمیرا
|
شنام من الان می خواستم یه آپ باحال کنم.ولی مثل همیشه اول از همه لفتم پیش رونیکا و کلی دپرس شدم.الان بین خوشحالی و ناراحتی گیر کلدم.خوشحال واسه دلایلی که می خواستم بگم ولی نیمی گم و ناراحت واسه رونی. الان یه چیزایی می خواستم بنویشم لفتم پیش نازلی دیدم کمی تا قسمتیش رو نوشته و اگه منم بنویشم فک می کنید تقلید پست کلدم.ولی نه.من بیشتر یا بهتره بگم همه ی اخلاقام عین نازلیه.شدیدا احساسیم و الان که وب رونی رو دیدم کلی گریه کلدم جاتون خالی.بعدشم وب نازلی رو خوندم.دیگه واویلا.مگه گریه امونم می ده.آره آقا جون من لوسم.دوس دالم لوس و نی نی باشم واسه همیشه. رونیکا چرا این کارو می کنی تو که نیمی دونی نی نی چه قده بهت عادت کلده تو که نمی دونی نی نی چه قده دوست داله تو که نمی دونی نی نی واسه همه از تو گفته گفته که چه قــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدر دوست داله تو که نمی دونه نی نی همیشه با شادیات شاد و با غمات ناراحت بوده تو که نمی دونی نی نی الان بغض کلده داله منفجر می شه تو که نمی دونی ... نه .من به تو تا حالا خیلی چیزا رو نگفتم خیلی... دونه دونه ی پستات رو نی نی خونده و همیشه پا به پات بوده شاید تو هیچ توجهی به نی نی نداشته باشی و جزء دوستای واقعیت حسابش نکنی ولی نی نی تو رو بهترین دوستش می دونه چقده ذوق زده می شدم وقتی آن می شدم و توئم آن بودی با اون فونت سبز خوشملت چت می کلدی لحظه ای که داشتم دیونه می شدم تو کمکم کلدی و بهم قوت قلب دادی ولی الان... بدون هیچ راه ارتباطی ای دالی ولم می کنی و می لی باشه...برو می دونم رفتنت بی دلیل نیست و حتما به نفعته و باعث پیشرفتت می شه نی نی از راحتیه تو راحته از خوشحالی و پیروزیت کلی خوشحال می شه همیشه می گم خوش بحال نازلی که انقده بهت نزدیکه و خوش بحال تو که انقده به نازلی نزدیکی من خواستم ولی هیچ وخت نتونستم و نمی تونم انقــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد بهتون نزدیک باشم دیگه بیشتر از این نمی تونم بغض ترکید تو که می ری حداقل قول بده هیچ وخت تنهام نذاری و درخواستی که برات آف گذاشتم رو رد نکنی نی نی التماس می کند خوب گیده همین این پست ماله خوده خودته پیوست:من از این به بعد هفته ای یه با.اونم ۵شنبه ها میام.چون درسام خیلی مشکل هستن.مخصوصا این اصول حسابداری که از قیافه ی کتابش معلومه پدر درآره. این ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ به پیسته جون گل گلابم که فداش بشه نی نی:عسیس دلم ممنون.من نتونستم کامنت بذالم بلات.اون امکاناتی که گفتی رو بذال.رنگ هم سبز فسفری و آبی و صومتیه ناز.اگه همش نمی شه فقط سبز.یه سبزه خوش رنگ.عکس هم خودت اگه داره یه عکس جالب بذال که نی نی ای و شاد باشه.مورد آخرم که گفتی(نمی نویسم چون شاید دوس نداشته باشی)تو فینیش کن کارو قضیه هر چقد شد بگو من بی چون و چرا قبول می کنم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بوس بوس بابای
+
نوشته شده در جمعه 6 مهر1386ساعت 1:53 توسط سمیرا
|
|
درباره وبلاگ
شنام سمیرا هستم.متولد یه روز بهاریه خوشمل(18 فروردین).رشته ام حسابداریه.نی نی مهلبون و فوق العاده احساساتی و مغروری هستم. همین گیده بوس بوس ___________ تا قلب عریان کسی را ندیدی،بدن عریانت را نشانش نده. و هیچ گاه چشمانت را برای کسی که ارزش نگاهت را نمی فهمد،گریان نکن. منوی اصلی
پیوندها
رویا(آجی کوشولوی خودم) رونیکا نازلی(مرغ دریایی) ملنگ،لوس،نپی،یکی یدونه،زشت!!!!! نگار تپلی جون(عشق من) سورنا(زمین شناس کوچولو) محدثه(آن سوی خیال) ماجراهای من و ممد خانه فلفل بانو و جوجو خان کلاغ کوچولو بهار(یک دل شکسته محکوم به غم) نیلوفر(آسمان عشق) پریسا(نانسی عجرم) یاسمن(چند قدم نزدیکتر به خدا) خونه نارنجدونه ساحل(برزخ اما بهشت) نیما و تانی(همراز) ریحانه(مادر سپید) سارا و سمیرا(گوکان اوزن) فاطمه زهرا کوشولو(عزیز دل مامان بابا) آسیه(نی نی گل ما نیوشا) نگار(سپید) سمیرا(عکس های درخواستی) سمیرا ویولت(من و ام اس) صدف(روزهای صدفی) رویا(آیشواریا رای) سعید(عکس های درخواستی) یلدا شبنم .:مهسا کوچولو:. مهسا عسل درد دلهای محیا سونیا جونم .:: قالب ساز ::. وبلاگ پیام سلامی آرشیو
طراح قالب
powered by BLOGFA.COM |
